سه شنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۷

ناديده گرفتن مردم استانداريي ميشود که راه ورود نداردو تنها ميتوان از آن خارج شد

خانه شهر کرمان حفظ خواهد شد آن هم تنها پس از آنکه مسئولين شهر ما به حکميت کارشناسان پايتخت براي حفظ ميراث فرهنگي و تاريخي شهرمان گردن نهادند. اما تلاشها و واکنشهايي که در اين مدت اقشار مختلف از خود نشان دادند بينظير و تا حدودي دور از انتظار بود؟ اما چرا؟ چرا در حالي که بسياري از بناهايي با ارزش معماري و تاريخي بيشتر در همين شهر در حال تخريبند به ناگاه اتحاد عمومي با اين وسعت تنها حول اين خانه شکل گرفت؟ پاسخ به اين پرسش ميتواند براي فعالين سياسي، اجتماعي، فرهنگي و همچينين مسئولين روشنگر و هشدار دهنده باشد.
پيش از اين بعضي از مسئولين و افراد موافق تخريب، اين نزاع را نزاعي سياسي مي دانستند که به نظر نگارنده از منظري نگاه درستي است. اگر بنيان و اساس سياست را قدرت و بنيان قدرت را در نظام جمهوري اسلامي راي مردم بدانيم آنوقت براي مان بهتر روشن مي شود که چرا اين نزاع يک نزاع سياسي تمام و کمال است.
بعضي از مسئولين که سالهاي متمادي بر امور شهري کرمان تسلط داشته اند در توجيه تخريب اين بناي مورد علاقه مردم با بي تفاوتي اعلام کردند که در طراحي ساختمان جديد استانداري، خانه شهر ديده نشده و فرض بر نبود آن بوده است. جمله اي هولناک که به سادگي و مانند امري عادي بيان مي شود. فرض بر نبود خانه شهر بوده است. فرض اين بوده که مي شود به راحتي بنايي که متعلق به مردم است را بدون اجازه از صاحبش ويران کرد. نگاهي از سر تکبر و قيم مدارنه. طراحان و سفارش دهندگان اين ساختمان در دولتهاي نهم و دهم چنين نگاهي داشته اند و همچنين شوراهاي شهر کرمان در گذشته نيز با پذيرش قيوميت آنان هرگز مخالفت جدي با تخريب نداشته اند و حتي شوراي چهارم هم تازه بعد از آنکه مشخص شد اکثريتش در دوره بعدي حضور ندارد مخالفتهاي کلي و جدي از خود نشان داد و اين يعني نايده گرفتن مردم در قدرت که در بخش بزرگي از سياست ما امري عادي شده است. تحولات اجتماعي و همچنين انتخابات اخير اما ورق را برگرداند، از يک سو مردم اعتماد به نفس بيشتري پيدا کردند و ايمان آوردند که اگر بخواهند مي توانند بر تصميمات کلان اثر گذار باشند و از سوي ديگر بسياري از صاحب منصبان هم برايشان روشن شد که به صرف لابي هاي سياسي و همراهي با نهادهاي قدرتمند نميتوانند ديگر به کار خود ادامه دهند.
در چنين شرايطي خانه شهر ميداني براي نشان دادن دوباره قدرت مردم شد. چرا که تصور مي رفت احتمالا پيام انتخابات اخير در کرمان به درستي شنيده نشده است و برخي از مديراني که در گذشته مردم را خس و خاشاک مي پنداشتند با نفوذ به استانداري و قرار گرفتن در سايه استاندار محترم همچنان لجوجانه مردم را ناديده ميگيرند.
هر چند که در اين مدت مردم کرمان خون دل زيادي خوردند اما نتيجه بدست آمده ميتواند مانند خود خانه ي شهر ميراثي جاودانه براي ما و نسلهاي آينده باشد. مسئولين محترمي هم که ناخواسته در اين موقعيت قرار گرفتند نبايد ناراحت باشند، براي اينکه متصديان امور کمي با وضعيتي که مردم با آن درگيرند آشنا شوند فرض نمايند که بخش خصوصي و يا شهرداري کرمان ساختماني ميساخت که ورودي آن استانداري بود و بدون هماهنگي هاي لازم شبانه لودر براي تخريب ساختمان استانداري مي فرستادند و توجيه مي آورد که در مرحله طراحي فرض بر تخريب ساختمان استانداري بوده است. آنوقت استاندار محترم و ساير مديران چه واکنشي نشان ميدادند؟ آيا چنين با نجابت و متين رفتار ميکردند و آيا به حکميت هيات کارشناسي تهران تن ميدادند؟
به هر حال خانه شهر حفظ شد، اميدورام همه صاحب منصبان از آن درس بزرگي بگيرند چرا که بازنده ي تمام عيار آن مسئوليني هستند که هميشه مردم را ناديده گرفته اند و نتيجه ي ميدان دادن به مديران مخالف خواست مردم استانداري اي ميشود که راه ورودي ندارد و تنها ميتوان از آن خارج شد.

7
نوع مطلب: 
جامعه و اجتماع

تبلیغات