دوشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۷

زندگینامه دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی نقشی اساسی در بیدارگری اسلامی و طرح اسلام به عنوان یک ایدئولوژی پویا و کارساز داشته و به حق یکی از بزرگترین متفکران تجدید حیات اسلام در جهان معاصر می باشد.
مقدمه
29 خرداد سالروز درگذشت دکتر علي شريعتي است. به همين مناسبت هر ساله به پاس خدمات ارزنده او به نسل جوان اين کشور آثار و انديشه هاي او همچون استاد شهيد مرتضي مطهري مورد نقد و بازخواني مستمر قرار مي گيرد.بي شک او و استاد مطهري دو انديشمند و دو متفکر تأثيرگذار در جامعه ايراني بوده و هستند که انديشه هاي آنان مقدمات نظري انقلاب اسلامي ايران را فراهم کرد.
مجموعه آثار دکتر علی شريعتی که تاکنون بالغ بر 37 اثر رسيده است شامل آثار مختلفي چون، تاريخ، دين، جامعه شناسي، سياست، عرفان، هنر و … است. در اين ميان او اهتمام ويژه اي به معرفي الگوهاي خاص ديني دارد. شخصيتهايي چون ابوذر، علي(ع)، حسين(ع)، اقبال لاهوري و… کساني هستند که در تاريخ انديشه او به تدريج مشاهده مي شوند.
دکتر «علی شریعتی» معلم، سخنران و نظریه پرداز انقلابی دوم آذر 1312 در «کاهک» روستایی با آفتابی سوزان در بخش داورزن شهر سبزوار چشم به جهان گشود. پدرش استاد محمد تقی شریعتی مزینانی بود. او در خانواده ای روحانی متولد شده بود.
علی شریعتی می نویسد: پدرم نخستین سازنده ابعاد روحم؛ کسی که برای اولین بار هم هنر فکر کردن را به من آموخت و هم فن انسان بودن را. طعم آزادی، شرف، پاکدامنی، مناعت، عفت روح، استواری، ایمان و استقلال دل را...»

علی در کودکی برای آموختن قرآن به مکتب خانه روستا رفت و در واقع اولین معلم او «ملا زهرا» مکتب دار روستای کاهک بود. علی در سال 1319 وقتی هفت ساله بود در دبستان «ابن یمین» مشهد ثبت نام کرد، ولی پدر به خاطر ناآرام شدن اوضاع کشور (تبعید رضاشاه و اشغال کشور توسط متفقین) خانواده اش را به روستا فرستاد.
علی شریعتی در سیزده سالگی وارد دبیرستان «فردوسی» شد. شریعتی درباره این دوره می نویسد «مغزم در ین زمان با فلسفه رشد می کرد و دلم با عرفان داغ می شد». علی از کتاب های معمولی شروع کرد ولی در ادامه به کتاب های «موریس مترلینگ» و «آناتول فرانس» علاقه مند شد.
در شانزده سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانشسرای مقدماتی شد. اما در سال دوم دانشسرا که همزمان با اوج گیری نهضت ملی و نخست وزیری «دکتر محمد مصدق» بود گویی همه چیز تغییر کرد. دکتر شریعتی در سال 1331 «انجمن اسلامی دانش آموزان و دانشجویان» را تاسیس کرد و در مدت 8 سال برگزاری جلسه های هفتگی آن را که شامل سخنرانی، بحث و تحقیق در مسایل فکری و مکاتب فلسفی و اقتصادی بود بر عهده داشت. در سال آخر دانشسرا به پیشنهاد پدر شروع به ترجمه کتاب «ابوذر» کرد.

دکتر علی شریعتی به مدت 18 ماه توسط ساواک زنداني شد
بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشسرا در روز بیستم مهر 1331، در اداره فرهنگ (آموزش و پرورش) استخدام شد و از روز یازدهم آبان همان سال در دبستان «کاتب پور» مشهد مشغول تدریس شد. او کتاب «مکتب واسطه اسلام» را در همین زمان نوشت. علی ضمن کار در دبستان، در کلاس های شبانه به تحصیل ادامه داد و دیپلم کامل ادبی گرفت. در همان روزها در کنکور حقوق شرکت کرده بعد از تاسیس «دانشکده علوم و ادبیات انسانی» در مهر 1334 علی وارد این دانشکده شد.
آشنايي او با خانم پوران شريعت رضوي در دانشکده ادبيات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 مي گردد و پس از چند ماه زندگي مشترک به علت موافقت با بورسيه تحصيلي او در اوايل خرداد ماه 1338 براي ادامه تحصيل راهي فرانسه مي شود.

پس از بازگشت از اروپا
پس از پنج سال تحصيل و آموختن و فعاليت سياسي، در اروپا، بازگشت به فضاي راکد و بسته جامعه ايران و آن هم تدريس در دبيرستان بسيار رنج آور بود. دکتر علی شریعتی در سال 1344 و بعد از موفقیت در امتحانات «شورای عالی اداری» به عنوان کارشناس کتاب های درسی به تهران منتقل شد و با مرحوم برقعی و شهید باهنر همکاری کرد. در آن روزها «سازمان جلب سیاحان» از علی خواست کتابی تاریخی- فرهنگی درباره استان خراسان بنویسد و او کتاب «راهنمای خراسان» را نوشت. از کارهای دیگر دکتر شریعتی در این دوره ترجمه کتاب «سلطان پاک» نوشته «پروفسور لویی ماسینیون» بود.
از سال 1345 او به استاديار رشته تاريخ در دانشکده مشهد استخدام مي شود. موضوعات اساسي تدرس او را مي توان به چند بخش تقسيم کرد: تاريخ ايران، تاريخ و تمدن اسلامي و تاريخ تمدنهاي غير اسلامي. از همان آغاز روش تدريس، برخوردش با مقررات متداول در دانشکده و رفتارش با دانشجويان، او را از ديگر استادان متمايز مي کرد. چاپ کتاب اسلام شناسي و موفقيت درسهاي دکتر علي شريعتي در دانشکده مشهد و ايراد سخنرانيهاي او در حسينيه ارشاد در تهران موجب شد که دانشکده هاي ديگر ايران از او تقاضاي سخنراني کنند اين سخنرانيها از نيمه دوم سال 1347 آغاز شد.
مجموعه اين فعاليتها مسئولين دانشگاه را بر آن داشت که ارتباط او با دانشجويان را قطع کنند و به کلاسهاي وي که در واقع به جلسات سياسي ـ فرهنگي بيشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پي اين کشمکشها و دستور شفاهي ساواک به دانشگاه مشهد کلاسهاي درس او، از مهرماه 1350، رسماً تعطيل شد.
از اواخر آبان ماه 51 بخاطر سخنراني هاي ضد رژيم، زندگي مخفي وي آغاز شد و پس از چند ماه زندگي مخفي در مهرماه سال 1352 خود را به ساواک معرفي کرد که تا 18 ماه او را در سلول انفرادي زنداني کردند؛ که نهايتاً در اواخر اسفند ماه سال 53 او از زندان آزاد مي شود و بدين ترتيب مهمترين فصل زندگي اجتماعي و سياسي وي خاتمه مي يابد. در اين دوران که مجبور به خانه نشيني بود؛ فرصت يافت تا به فرزندانش توجه بيشتري کند.

آرامگاه دکتر علی شریعتی در جوار حرم مطهر حضرت زينب (س) در سوريه
در سال 55، با فرستادن پسرش (احسان) به خارج از کشور فرصت يافت تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم کند. دکتر شريعتي نهايتا در روز 26 ارديبهشت سال 1356 از ايران، به مقصد بلژيک هجرت کرد و پس از اقامتي سه روزه در بروکسل عازم انگلستان شد و در منزل يکي از بستگان نزديک همسر خود اقامت گزيد و پس از گذشت يک ماه در 29 خرداد همان سال به نحو مشکوک درگذشت و با مشورت استاد محمد تقي شريعتي و کمک دوستان و ياران او از جمله شهيد دکتر چمران و امام موسي صدر در جوار حرم مطهر حضرت زينب (س) در سوريه به خاک سپرده شد.

7
نوع مطلب: 
جامعه و اجتماع

تبلیغات